می گذاريم شلاق بخورد؟

حکم دلارام علي در حالي صادر شد که دختر جوان کمپين يک ميليون امضا‎ ‎براي تغيير با شجاعت و جسارت و ‏حتي افتخار به استقبال اجراي حکم زندان رفت‎ ‎تا ثابت کند که استفاده از حربه و شمشير زندان براي کنترل ‏حرکت‎ ‎زنان در ايران حربه اي است که ديگر کارايي ندارد‏ حکم دلارام علي در حالي صادر شد که دختر جوان کمپين يک ميليون امضا‎ ‎براي تغيير با شجاعت و جسارت و ‏حتي افتخار به استقبال اجراي حکم زندان رفت‎ ‎تا ثابت کند که استفاده از حربه و شمشير زندان براي کنترل ‏حرکت‎ ‎زنان در ايران حربه اي است که ديگر کارايي ندارد‏‎ . ‎ آمادگي پرداخت هزينه از سوي فعالان زنان در ايران اين‎ ‎مدعا را اثبات مي کند که اين حرکت اجتماعي، يکي ‏از مهمترين ويژگي هاي جنبش هاي‎ ‎اجتماعي را داراست و پاسخي است براي آنهايي که اين جنبش اصيل و بر ‏خواسته‎ ‎از ميان توده هاي اجتماعي را فاقد ويژگي هاي جنبش نمي دانند.‏ امروز دلارام و دلارام ها، الگويي هستند براي آن ها که مايل به‏‎ ‎تغييرات اجتماعي اند، اما تصور مي کنند ‏تغييرات بدون هزينه و خطر کردن‎ ‎امکان پذير است‎ .‎‏ پاسخي هستند به افرادي که مي خواهند در اقيانوسي پر ‏تلاطم قايق سواري‎ ‎کنند، اما نمي خواهند حتي يک قطره آب آنها را خيس کند و امثال دلارام علي ثابت‎ ‎کرده اند ‏که از پذيرفتن عواقب اين مسير که جز در خواست برابري براي آحاد ملت‎ ‎ايران است نمي هراسند و توانايي ‏آن را دارند که با اميد به راه خود ادامه دهند‎ . ‎ اين دختر جوان نسلي را نمايندگي مي کند که با شنيدن کلمه خطرناک از‎ ‎خطر کردن پرهيز نمي کند و با ‏ايستادگي در مفابل انگ زدن ها و تهمت ها و‎ ‎اختلاف افکني هاتوطئه حريف را خنثي مي کند.‏‎ ‎نسلي که از ‏مارک زدن پرهيز مي کند و اجازه اختلاف افکني و انهدام‎ ‎از درون را نمي دهد. چرا که واقعا حريم شخصي ‏افراد را پاس مي دارد و آن‎ ‎را باور کرده است و آن را نه يک شعار بلکه يک حق به عنوان خقوق شهروندي‏‎ ‎براي هر ايراني مي داند. آنچه امروز براي همه فعالان جامعه مدني و سياسي‏‎ ‎مهم است تعهد به حمايت از همه ‏افرادي است که به هر شکل حقوق اوليه انساني‎ ‎از جمله آزادي هاي اجتماعي از آن ها سلب شده است. حمايت از ‏همه افراد و‎ ‎حرکت هايي که براي برابري انسان ها تلاش مي کنند و در راه دفاع از حقوق‎ ‎بشر متحمل سختي ها ‏و مشکلات فراوان مي شوند.‏‎ ‎ فعالان سياسي با هر عقيده و ايدئولوژي مي توانند حول دفاع از حقوق‎ ‎بشر گرد هم آيند و با يکديگر گفت و گو ‏کنند و ضمن فعاليت در گروه هاي خود و‎ ‎حفظ چارچوب تشکيلاتي اشان با اتحاد با ساير گروه ها در جهت رشد ‏و پاي بندي‎ ‎به حقوق بشر در ايران تلاش نمايند.‏‎ ‎دفاع از دلارام علي و اعتراض به حکم نا عادلانه او يکي از ‏اين موارد است.‏‎ ‎اعتراض به مرگ زهرا بني عامري پزشک جواني که در زندان همدان به طرز مشکوکي در ‏گذشت نيز از جمله همين موضوعات است‎ .‎‏ همچنان است اعتراض به کتک زدن مادر روناک صفار زاده که ‏براي روشن شدن‎ ‎وضعيت دخترش به مقامات قضايي مراجعه کرده بود، دستگيري هانا عبدي، بازداشت ‏دانشجويان دانشگاه هاي علامه و‏‎ ‎امير کبير،اعدام هاي اخير، کتک زدن وحشيانه افراد تحت عنوان اراذل و ‏اوباش، اجراي احکام سنگسارو خلاصه تمام مواردي که فضاي‎ ‎سياسي و اجتمايي ايران را از خود متاثر کرده ‏و مي کند... ‏ هر گونه بي عملي و بي تفاوتي از سوي اين گروهها نسبت به آنجه‎ ‎امروز مي گذرد، نه تنها نشانه انفعال در ‏مقابل ناقضان حقوق بشر تلقي ميشود، بلکه به اين معناست که نيروهاي داعيه دار دموکراسي و مشارکت در ‏اداره امور ايران، اولويت خود را نه پاسخگويي به مطالبات اجتماعي و سياسي يا اجراي‏‎ ‎مفاد حقوق بشر، که ‏دستيابي به قدرت تلقي مي کنند؛ و البته حافظه تاريخي ملت ايران هيچ گاه اين بي‎ ‎عملي را فراموش نخواهد کرد.‏ همه گروه ها و افرادي که به هر علت، از جمله تاييد صلاحيت و حضور در انتخابات، از‏‎ ‎موضع گيري در باره ‏پايمال شدن حفوق انسان ها خودداري مي کنند، ترديد بايد داشته باشند که که سکوت امروز آنها، فردا گريبانشان ‏را در حالي خواهد گرفت که آن روز، تنها‏‎ ‎خواهند ماند .‏ امروز، روز دفاع از امثال دلارام علي است. افراد زيادي مي توانند به‎ ‎کميته مادران بپيوندند و قدم هاي ديگر ‏مادران را در راهرو هاي داد گستري‎ ‎همراهي کنند . اگر امروز دلارام شلاق بخورد، فردا بسياري اين راه را‎ ‎خواهند رفت. شايد اگر آن روز که فعالان جنبش زنان از ديگر گروه ها دعوت‎ ‎کردند که در تظاهرات 22 خرداد ‏زنان را همراهي کنند و آنها به بهانه اينکه‎ ‎مطالبات شما مطالبات ما نيست از شرکت در تظاهرات سر باز نمي ‏زدند و پشت‎ ‎به پشت يکديگر حرکت مي کردند، ما امروز شاهد چنين احکام عجيبي براي حاميان برابري بين ‏زنان و مردان نبوديم.‏ آيا وجدان بيدار ايرانيان تحمل‎ ‎تازيانه خوردن دختران برابري خواه را خواهد داشت؟ آيا هر ضربه اي بر دلارام ‏ضر به اي بر‎ ‎مشروعيت گروه هاي سياسي و افراد مدعي نخوا هد بود؟ همه مي توانند‎ ‎به هر نحوي بر اين حکم ‏اعتراض کنند. وقت آن رسيده که پيران سياست از جوانان درس گيرند و به جاي نشستن در‎ ‎اتاق هاي در بسته و ‏جلسات طولاني در کنار اين جوانان حضور يابند. وقت آن است که به جاي‎ ‎آنکه آنها را مشتي جوان راديکال يا ‏زن احساساتي بخوانند، همرا هي شان کنند‎ ‎و باور داشته باشند که آنها چيزي نمي خواهند جز حق برابر؛ و اگر ‏با آنها همصدا‎ ‎نمي شوند به صداي آنها گوش کنند؛ و اگر آن را باور ندارند با شفافيت و‏‎ ‎شجاعت اعلام کنند که ‏چه مي خواهند...‏ ]]>

سعید واشقانی فراهانی ; ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦