قمر اوضاع در عقرب است. بطور عجیبی همه چیز به هم پیچیده است. احمدی نژاد امروز به نیویورک رفت و ساعت شنی تعیین سرنوشت آغاز بکار کرد. در مورد جنگ، شوخی و جدی، موارد عجیب و غریب زیر را می توان دید: آمریکا: در یک دست قطعنامه سوم را گرفته، دست دیگرش را روی شاسی پرتاب موشک ها گذاشته، از طرفی دستور خروج نیروها را به عراق می دهد و از طرف دیگر به فکر حمله به ایران است. در هاشمی و دیوار رهبری در قطاری که با سرعت و بوق کشان در حال حرکت است، اصلاح طلبان و اصولگرایان در حال آماده شدن برای انتخابات زمستان امسال هستند. احمد شیرزاد فرض کرده است که جنگی رخ نمی دهد، اوضاع به همین روال پیش می رود، انتخابات برگزار می شود، در انتخابات اصلاح طلبان اکثریت مجلس را به دست می آورند، و بعد از تمام این فرضیات این سووال را مورد بررسی قرار داده است که « آیا اصلاح طلبان احمدی نژاد را استیضاح می کنند؟» آگاهان ضمن بررسی دقیق این سووال، به قدرت پیش بینی و تصور پایدار آقای شیرزاد چهار عدد جایزه اسکار تقدیم کرده و از ایشان خواستند که در روزهای انتخابات فقط مواظب باشند که آقای کروبی خواب نماند، بقیه چیزها انشاء الله خوب پیش خواهد رفت. در اردوگاه مقابل، باهنر یاواش یاواش صف اصولگرایان را از شمسی گرایان جدا کرده است و گفته است: « فاطمه رجبی اصولگرا نیست» و ادامه داده است که « تریبون اصولگرایی همسر الهام نیست.» به عبارت دیگر معلوم می شود اصولگرایان هم شدیدا در حال جدا کردن خرج شان از دولت احمدی نژاد هستند. البته آگاهان به باهنر تذکر دادند که شدیدا مواظب خودش باشد، چون ممکن است تا 48 ساعت دیگر شمسی پهلوون چنان گازی بگیرد که این عضو شریف جریان راست تا مدتها نتواند کنش مناسبی در شرایط اجماع نیروهای راستگرا نشان دهد. اگر از سمت چپ قضیه، یعنی وضع اصلاح طلبان و سمت راست قضیه یعنی اصولگرایان بگذریم، می رسیم به وسط قضیه یعنی کارگزاران و شیوه حضور میانه روها در صحنه، الویری در همین راستا گفته است: « همه دلسوزان از هاشمی بخواهند در این شرایط کشور نقش خود را برای برگزاری انتخابات سالم ایفا کند.» البته گویا سخنی که برای « در» آقای هاشمی گفته شده، توسط « دیوار» رهبری شنیده شد و آیت الله خامنه ای، اندکی اظهار داشت: « با پرهیز کامل از هرگونه جنجال و تخریب و بداخلاقی، همه عوامل خود را برای برگزاری پرشور و شوق انتخابات بسیج کنید.» ایران چهار سال پیر شد ای خدا را صدهزار بار شکر، الهی هر روز از این خبرها بشویم، الهی خیر از پیری ات ببینی. اوضاع اینجور پیش برود، تا چند سال دیگر کمی از تشنج و تنش راحت می شویم. مسوولان آمار کشور اعلام کردند که در ده سال گذشته ایران 4 سال پیرتر شده است و میانگین سنی جامعه ایران از 24 سال به 28 سال رسیده است. این خبر مبارک و میمون را به ملت ایران تبریک گفته و امیدواریم زودتر این روند ادامه پیدا کند. معنی این خبر این است که ما داریم از جامعه سیال و دائما در حال تغییر فاصله می گیریم و متوسط اجتماعی بسوی محافظه کاری و عقلانیت پیش خواهد رفت. نامه 300 روشنفکر جهان اکبر گنجی حالا دیگر می تواند افتخار ما ایرانی ها باشد، نامه 300 روشنفکر برجسته جهان که تقریبا مهم ترین چهره های شاخص جهان آن را امضا کردند و به جنگ و نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کردند، در جلسه گنجی با معاون دبیرکل سازمان ملل متحد به دست او داده شد. اسامی یورگن هابرماس، چارلز تیلور، فریدمن، نوآم چامسکی، السدیر مک اینتایر، اورهان پاموک، امبرتو اکو، ماریو بارگاس یوسا، ایزابل آلنده، نیکی کدی، نصر حامد ابوزید، جاناتان روزنبام و کلی آدم حسابی دیگر زیر این نوشته است. این نامه مهم است، کاش همین قدر همت در میان روشنفکران ایرانی هم بود. راستی چرا خانم عبادی دوره نمی افتد که چنین نامه ای را در داخل کشور بگیرد؟ ما نیاز به ایستادن در خیابان برای توقف چرخه انرژی هسته ای و اعلام رسمی آن توسط دولت ایران داریم، تا از این طرف هم ایرانیان در تمام جهان علیه حمله آمریکا اعتراض کنند. وگرنه ما هم باید مثل احمد زیدآبادی عزیزسکوت کنیم

سعید واشقانی فراهانی ; ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ مهر ۱۳۸٦